تبليغاتX
بود و نبود - نت سکوت در شهر بزرگ

 

  پیش تر سقوط قطره آبی در سکوت بر صفحه ای از فلز، تک ضربه کوبنده شکنجه آوری بود که در به اعتراف در آوردن آن کس که در تاریکی بر صندلی اش طناب پیچ شده بود کارساز می نمود. هم چون طنین شلاق وار ضربات انگشتان شوپن بر پیانو، که شکنجه گری دور از وطن را بر صندلی پشت پیانو شکنجه می داد؛

  اکنون یک ضربه سریع، کاری، نرم و عمودی با کوتاه و باریک شدن هر چه بیش تر متن همراه می شود. اگر شمایل دشنه، وجه شبه یک داستان کوتاه با یک رمان باشد در اولی سرعت عمل و شدت ضربه و عمق جراحت است که با شکنجه تدریجی متن بلند رمان تفاوت ایجاد می کند. حرکت افقی دشنه بر پوست و لایه برداری تدریجی و چند جلدی.

  و اما اینکه کدام یک از این فعل ها اکنون پسندیده می شوند، شاید بتوان در زمان و این درک کم و بیش جدید از شتابناکی زمان جستجو کرد که این گزاره را در رابطه ای دو سویه بین فاعل و مفعول برقرار می کند: جلاد متن کمتر از یک چشم بر هم زدن، کار شما را به انجام خواهد رساند.

  معامله فوق به زایش گونه های ادبی-داستانی دیگری نیز می انجامد. نتیجه ای وسوسه انگیز. «skech» که در فارسی از آن به داستانواره یا طرح داستان یاد می شود. «short short story»، «flash story» و قطعات «minimal». یعنی لبخندی پنهانی و کنش پریشانه از پس معامله ای رضایت بخش ]؟[ . پس کوتاه و کوتاه تر شدن دشنه لزوم بر ناکارآمدی آن نیست، که بلعکس ابزاری می شود در قطع جیبی. هنر شکنجه گر امروزی در یک چشم بر هم زدن، با پنبه سر بریدن است. به نرمی سکوت حاصل از خوانش متنی در هیاهوی اطراف.

   

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 0:17 توسط سهيل وطن‌پرست |